هر کجا چشم میرود، آب است
از افق تا افق، همه دریاست
آب، آیینهای است پهناور
صورتِ آسمان، در آن پیداست
خندهی گرم و روشنِ خورشید
بر تنِ سردِ آب میریزد
موج از پشتِ موج میآید
موج در پیشِ موج میخیزد
میکشد آب، دامنش را نرم
بر تنِ پاک ماسههای کبود
میبَرَد لذّت از نوازشِ آب
ساحلِ بیخیالِ خوابآلود
میشوم شاد و میزنم غوطه
مثل ماهی، میان آبِ زلال
آسمان دلگشا و دریا رام
زندگی مهربان و من خوشحال
محمود کیانوش
1- نور خورشید باعث شوری آب دریا میشود. نادرست
2- موجها به آرامی ماسههای ساحل را میشویند. درست
1- شاعر دریا را مثل «آیینهی آسمان» دیده است. تو دریا را مثل چه میبینی؟ مثل یک دشت نرم و بیدرخت!
2- هنگام شنا کردن در دریا، چه نکاتی را رعایت میکنی؟ در مناطقی که برای شنا کردن مشخص شده است، شنا میکنم. از جلیقهی نجات استفاده میکنم.
واژه آموزی
1- به جملههای زیر توجّه کن.
- من زبان دارم؛ امّا قفل زبانه دارد.
- من چشم دارم؛ امّا کوه چشمه دارد.
- من گوش دارم؛ امّا کلاس گوشه دارد.
2- حالا تو بگو:
- من دندان دارم؛ امّا شانه دندانه دارد.
- من دهان دارم؛ امّا غار دهانه دارد.
- من پا دارم، امّا میز پایه دارد.
- من دست دارم؛ امّا صندلی دسته دارد.
صندلی صمیمیت
در درسهای قبل، شیوهی سخن گفتن را آموختی. حالا وقتی بخواهی دربارهی موضوعی صحبت کنی، میدانی که باید آن را محدود کنی و در زمانی کوتاه، بهطور صحیح سخن بگویی. اکنون به صحبتهای دوستانت گوش کن و دربارهی آنها داوری کن. یادت باشد، برای داوری کردن به سه چیز توجّه کنی:
الف) یک بخش از موضوع کلّی انتخاب شود و فقط دربارهی آن صحبت شود.
ب) مطالب بهصورت منظّم یکی پس از دیگری دنبال هم بیایند و با هم ارتباط داشته باشند.
ج) زمان سخن گفتن طولانی نباشد.
بیاموز و بگو
به این قسمت از شعر، توجّه کن.
«آب آیینهای است پهناور»، یعنی آب مثل آینه است.
شاعر برای زیبایی شعر خود، از شباهت آب و آینه استفاده کرده است.
تو میتوانی نمونهی دیگری بگویی؟ «میزنم غوطه مثل ماهی»، یعنی من مثل ماهی غوطه میزنم.
به داستان گوش کن و آن را برای دوستانت تعریف کن.
از این داستان، چه درسی گرفتی؟
واژه نامه
اُفق: کنار آسمان، اطراف آسمان
بیخیال: خونسرد، بیش از حد آرام
پهناور: گسترده، وسیع
دل گُشا: جایی بزرگ که چشم اندازی زیبا دارد، خوش منظره و با صفا
غوطه: فرو رفتن در آب
کبود: رنگ آبی تیره
مطالب: گفتهها، نوشتهها، موضوعها